تبليغاتX
سید جواد ذاکر

سید جواد ذاکر

برسر تربت او چون گذری همت خواه که زیارتگه رندان جهان خواهد بود

آخرین حرفها با سید

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

بسم رب الزینب (س)

دلبر به ما رسید جفا را بهانه کرد

                                            افکند سر به زیر حیا را بهانه کرد

آمد به بزم دید من تیره روز را

                                            ننشست برفت تنگی جا را بهانه کرد

رفتم به مسجد از پی نظاره رخش

                                            دستی به رخ کشید دعا را بهانه کرد

آغشنه بود دستش به خون عاشقان

                                            بسته دست خویش حنا را بهانه کرد

دوش آمدم به در خانه دلدار مه لقا

                                           در را ببست نماز عشا را بهانه کرد

در شام ماه محرم چو دیدم آن صنم

                                          خندیدم و بگرسیت عزا را بهانه کرد

گفتم بیا عذابم کن ای حبیب خدا

                                          او اعتنا نکرد روز جزا را بهانه کرد.

      سید خسته شدم مثل خودت از اهل زمونه خسته ام . چی میشد اگه نمی رفتی؟ حداقل دلمون به این خوش بود که تو هستی تو بدتر از اینا رو تحمل کردی، می دونم سید الانم دلم خوشه که تورو دارم ولی نمی دونم چرا این قدر دلم هوای یه شعر جدید از تو کرده مثل هر سال داریم به شهادت امام علی نزدیک می شیم... قول میدی چیز جدیدی بخونی؟

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 22:10  توسط رعنا   | 

Image hosting by TinyPic

بسم رب الحسین

مرگ پایان کبوتر نیست.

مرگ در ذهن اقاقی جاری است.

مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد.

مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن می گوید.

مرگ گاهی ریحان می چیند.

کاش هیچ وقت مجبور نبودم اینها را بنویسم .کاش نمی رفتی کاش قبل از رفتنت یک بار می دیدمت ، کاش هنوز ایمان داشتم که صدای آسمانیت باز امسال محرم از حسین می گوید.

ترک عاشق کش من مست برون رفت امروز

تا دگر خون که از دیده روان خواهد بود

برو ای زاهد خود بین که ز چشم تو

راز این پرده نهان است و نهان خواهد بود

برسر تربت او چون گذری همت خواه

که زیارتگه  رندان جهان خواهد بود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 14:26  توسط رعنا   | 

بانویم حضرت زهرا (س) عیدت مبارک

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 22:11  توسط رعنا   | 

سلام

چندتا عکس از سید ذاکر هست که از وبلاگ زیر کش رفتم ولی چون اسم وبلاگش رو عکسا هست اشکالی نداره .

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 15:23  توسط رعنا   | 

میلادحضرت عباس (ع)

Image hosting by TinyPic

 

میلاد استاد ادب حضرت عباس (ع) رو تبریک می گم.

یل بی مثل حیدر برد تیغش زهر سو

اگر تیغش نباشد کشد با تیغ ابرو

گل ام البنین وامید عالمی است

امیر لشکر عشق علم دار حسین است

                                                        سید جواد ذاکر در مدح حضرت عباس

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 21:8  توسط رعنا   | 

سید جواد ذاکر و حمید علیمی

Image hosting by TinyPic

سلام

تولد امام حسین و حضرت عباس و امام سجاد رو به همه دوستدارانشون خصوصا سید ذاکر و آقا حمید علیمی تبریک می گم.

حسین خورشید و

عباس ماه من

غلام تو(سید ذاکر) باشد پادشاه من.

این شعر هم از خود سید

        می دونم که این روزها صحبتهای در مورد هلالی رو شنیدید من تعجب می کنم که دوستان این قدر بزرگش کردند چیزای که اونا ازش حرف می زنن این قدر مسخره است که به هر کی نشون بدی خنده اش می گیره یه عکسه که داد می زنه منتاژه .البته من می دونم دوستان هیچ کدوم چنین تهمت آشکاری رو به مداح اهل بیت باور نمی کنند اما وظیفه خودم دونستم چنین چیزی رو مطرح کنم ، چون زمانی که خیلیا سکوت مصلحت آمیزی رو درباره سید پیشه کرده بودند همین آقای هلالی تا جایی که می تونست از سید دفاع کرد ومن شخصا به همین دلیل همیشه از ایشون حمایت می کنم . به هر حال (هوا داران کویش را چو جان خویشتن دارم) .

به گیسوی دوتایت تا نداری

وفاداری ولی با ما نداری

چرا مجنون تر از مجنون نباشم

تو چیزی کمتر از لیلا نداری

چو ریزد شانه زلفت را به شانه

به هر مویی کند صد دل نشانه

پر و بال دل ما را مسوزان

که داردبر سر زلف تو لانه.

این شعر رو سید تو میلاد امام حسین (ع) چند سال پیش خونده امیدوارم خوشتون بیاد.

یا علی

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 16:7  توسط رعنا   | 

شاهد کربلا

Image hosting by TinyPic

اگه دوست داشتید واسه شادی روح سید جواد ذاکر صلوات.

یا علی

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 0:30  توسط رعنا   | 

درد دل با سید

Image hosting by TinyPic

بزرگ بود

و از اهالی امروز بود

با همه افقهای باز نسبت داشت

ولحن زمین و آب را خوب می فهمید

صدایش به شکل حزن پریشان واقعیت بود

وپلکهایش مسیر نبض عناصر رابه ما نشان می داد

و دستهایش هوای سخاوت را ورق زد

ومهربانی را به سمت ما کوچاند

...

سلام سید جان عیدت مبارک راستی شعر بالا رو برا تو نوشتم.

سید به تو خوش بگذره ما هم خوشیم

تو که پیش اربابت باشی من کی باشم که بگم با رفتنت ما چی کشیدیم!

ولی به قول رفیق قدیمی ات حمید علیمی: غم عشقت می زنه موج توی عمق چشم خیسم.

سید یه گله ازت دارم چرا گفتی از اهل زمونه خسته ام؟

چرا نگفتی از اهل زمونه خسته ایم ، تو که همیشه هوای ما رو داشتی چرا این دفعه تنها خواستی شاید اگه تو می گفتی ما رم تحویل می گرفت .

سید خیلی خوشحالم که رفتی و از دست این مردم راحت شدی، یادم میاد تو مراسمت مهدی اکبری بهشون می گفت مردم زنده کش مرده پرست ولی نه اونا این لطف رو به ما کردن که بعد از مرگت هم دست از سر ما برنداشتن سید ما هنوز باورمون نمی شد که تو دیگه نیستی ولی باید طعنه ها رو هم تحمل می کردیم .یادته می گفتی هر زخم دل هر طعنه لوح تقدیریست ، تو این قدر لوح داشتی که شب اول قبرت کسی بیاد بالا سرت که یه عمر منتظرش بودی می دونم اومد.

اگه همه چیز رو بگم تا صبح قیامت باید حرف بزنم.سید فقط همین رو بدون که نمی خوام باور کنم محرم امسال نیستی!

یا علی

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 2:8  توسط رعنا   | 

سلام

به همه کسانی که چهلم سیدذاکر یک بار دیگه داغدار شدن به همه کسانی که به هر نحوی که می تونن سعی می کنن اسم اون بزرگوار رو زنده نگه دارن ولی من این دفعه برا این نیمدم واسه این اومدم که بگم:

آفرین

به همه اونا که نشون دادن اسلام کم نمی اره ، گفتن ما اجازه نمی دیم کسی اسم اسلام رو پشت ضعف بیاره زدن تو دهن هر کی گفته مسلمونا عقب افتادن۰

شاید یه کم دیر باشه ولی تبریک می گم این پیروزی رو به همه دوستان.

یا علی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 0:48  توسط رعنا   | 

ازصدایت میتراود یاسهای عاشقانه
درنگاهت موج میزد دردو غمهای شبانه

برجبین عاشقانت سایه افکنده است نوری
میدرخشند درزمین این نورهای عارفانه

دراحد چون مه درخشیدی زتیغ نیزه ها
کسوت ایمان به تن کردی چو نوری جاودانه

عاشق از عشق تو نوشیده است جام عاشقی
می نوازد تار جانسوز جدایی عاشقانه

عاکفان درگه حق یاورانت گشته اند
چون تو میخوابند دربستر زعشقی خالصلانه

هرکه درصحرای محشر از پناهی خایب است
عشق تو امید را میپروراند خاضعانه

ما همه معطوف دریایی زمهرت گشته ایم
فایق اززلف صنوبر عاشقانی صادقانه

بارالهی مست از عطر وجودش کن مرا
تا به جا آرم حدیث عشق را در این زمانه
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 21:51  توسط رعنا   | 

مهدی جان عیدت مبارک

زلیلی من شنیرم یا علی گفت

                                         به مجنون چون رسیدم یا علی گفت

مگر این وادی دارالجنون است

                                          که هر دیوانه دیدم یا علی گفت

نسیمی غنچه ای را باز می کرد

                                           به گوش غنچه کم کم یا علی گفت

یقین پروردگار آفرینش

                                          به موجودات عالم یا علی گفت

خمیر خاک آدم را سرشتند

                                       چو بر می خاست آدم یا علی گفت

علی را ضربتی کاری نمی شد

                                          گمانم ابن ملجم یا علی گفت

مگر خیبر ز جایش کنده می شد

                                            یقین آنجا علی هم یا علی گفت

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 1:54  توسط رعنا   | 

بیا مهدی شب هجران سحر کن....

با سلام

             نمی دانم کدامین خاک افتخار بوسه زدن بر پای تو را دارد؟بنابراین نمی دانم چگونه و رو به کدام سرزمین از تو بخواهم... می دانم که خواهی آمد نمی گویم اگر بیایی من در رکابت خواهم بود  نه!

   چرا که وقتی می بینم که نمی گویم شیعه ها و نمی گویم مسلمانان میگویم انسانها وقتی می بینم که انسانها دردناک ترین صحنه های بشریت تحمل می کنند و باز هم زیر بار تجاوز و ظلم نمی روند در می یابم که یاران تو چه کسانی هستنند

    چرا نمی ایی؟ صادقانه می پرسم این همه صبر چرا؟

     چرا ما که سالها خود طعم شیرین مبارزه را چشیده ایم اینک خرقه مصلحت و مصلحت اندیشی به تن کرده ایم؟

     کسانی می دانند چه می گویم که به جای خون، غیرت در رگشان می جوشد وقتی بدن پاره کودکی را بر دستان پدرش می بینند....

یا علی

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 2:27  توسط رعنا   | 

جهاد با قلم

سلام

من فکر میکنم تنها راهی که برای من و امسال من

مونده جهاد با قلم ،کاری از دست ما بر نمی اد.

خوش به حال هر کسی که می تونه از برادران خودش 

دفاع کنه اما این رو هم بدونیدکه دفاع تنها اسلحه به

دست گرفتن نیست.

 

بلکه جهاد گاهی اسلحه ای جز قلم نداره واین ما که

سالها دم از مسلمونی و اتحاد زدیم اینجاست که باید

ثابت کنیم ، کلمات ما شعار نبوده اگر میگفتیم ایثار ،

حقیقت داشته .

 

ما که افسوس می خوریم که ای کاش در کربلا بودیم یا

نه دست کم در جبهه بودیم حالا که زمان امتحان فرا

رسیده می گوییم ما که نمی توانیم برویم لبنان پس

کاری از ما ساخته نیست .....؟!

نه ، امام سجاد اگر از کربلا برگشت سالها با قلم جهاد

کرد .

سخن زیاد است اما اگر به درازا کشد معنی گم می

شود پس تمامش می کنم .به امید روزی که بتوانیم

نمازظهر عاشورا را به مردی اقتدا کنیم که با

شمشیرعلوی همه مردم جهان را ،

شیعه،سنی،مسلمان ، غیر مسلمان همه را که ظلم

دیده اند نجات داده باشد و

لوای یا حسین بر کل جهان برافراشته باشد.

آمین

یاعلی

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 15:25  توسط رعنا   | 

یا مهدی

نوشتم نامه اي با آه و زاري

براي مه وشي زيبا نگاري

بنام آنكه مهرت در دلم ريخت

همو كه عشق تو با جانم آموخت

سلام اي دلبرم اي نازنينم

سلام اي تاج سر اي مه جبينم

سلام اي سرو قد اي گلعذارم

خبر خواهي اگر از حال زارم

ملالي نيست جز درد جدايي

كجايي اي گل نازم كجايي؟

نه پنهاني كه پيدايت نمايم

نه پيدايي تماشايت نمايم

همه سوزم همه سوزم همه سوز

به عشقت اي عزيز عالم افروز

دو چشمم بي رخت نوري ندارد

دل من طاقت دوري ندارد

بيا از دوريت آن روزه دارم

كه بر الله اكبر گوش دادم

دلم دكان عشق و احتياج است

بيا اي مشتري جانم حراج است

تو كه هفت آسمان را قبله گاهي

بهاش را بده نيمه نگاهي

غلط گفتم خطا رفتم ببخشا

جسورانه نمودم نامه انشا

تو آن مي كن كه بر آن ميل داري

كه در هستي تو صاحب اختياري

كجا با من نگارا كار داري

تو شاهي از گدايي عار داري

ز دل غم نامه ي خود تا نوشتم

ببستم روي آن خوانا نوشتم

فرستنده : زمين ظلم و باطل

ز شهر آينه از كشور دل

خيابان جنون بازار غربت

كنار سوز نبش دار غربت

پلاك بي كسي از كوچه ي درد

غريب و خسته و تنها و شبگرد

ولي گيرنده: در صحراي غيبت

ميان خيمه ي عشق و محبت

رسد نامه به دست شاه و مولا

عزيز فاطمه مهدي زهرا

سحر برد و دلم غرق نوا بود

كه آن نامه رسان باد صبا بود

به دستش بوسه دادم گفتمش زار

جواب نامه ام را زود باز آر

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 23:45  توسط رعنا   | 

هنوز هم باید از اولاد علی بد بشنویم؟؟؟

سلام

           من شوکه شدم این روزا چیزای عجیبی می شنویم می گم شما که می گی سید جواد کفر

می گفت خدا وکیلی خودت مجالس رو دیدی؟

یا نه! حواسم نبود شرمنده ! یه کسایی هستند که کار آدم رو راحت راه میندازن بدون زحمت؟!

آره درست حدس زدی همونا ، بعد می پرسی که حاج آقا تو مجلس فلانی رو نگاه کردی؟

اخماش میره تو هم می فهمی حرفت اشتباه بوده ، میگه بچه مگه من بی کارم که بشینم

حرف یه مشت جوون رو گوش کنم؟

خب راستم میگه بنده خدا هزارتا کار داره؟!

بعد ازش می پرسی ، جسارت نباشه پس از کجا میگید فلانی کافره؟

می گه : به ما خبر می دن !!!!!!!!!!!!!

می بینی تو به حرف کی گوش میدی؟ کسی که خودش هم از کسی دیگه شنیده ، اونم باز معلوم

نیست از کی شنیده؟ شایدم خودش دیده ولی دیگه حرفشو زده، حتی گوش نکرده ببینه بعد چی

میگه این بنده خدا؟ بابا دست بردارید کی می خواید چشاتون رو باز کنید ؟

دارن به جای شما حتی نگاه هم می کنن.

یا علی

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 3:30  توسط رعنا   |